امروز با سینا رفتیم به یکی از خیریه های مربوط به امور کودکان بدسرپرست و بچه های کار. قصدمون فعلا آشنایی بیشتر با بچه ها بود. پیشنهاد سینا این بود که به جای اینکه مثل داوطلبهای دیگه بریم و بگیم میخوایم فلان کار رو برای بچه ها انجام بدیم و پسفردا، تا کار دیگه ای پیش اومد، نصفهنیمه رها کنیم و بریم، کار اساسی و میانمدتی رو شروع کنیم که البته فعلا در حال برنامه ریزی هستیم.
دنیای این بچه ها و نحوه ی ارتباطشون برام جالب بود. جملههایی که وقت حرف زدن با ما بکار می بردند، بشدت کوتاه بودند. ولی با همدیگه کم و بیش طولانی صحبت میکردند. بنظر میرسید نمیتونند درخواستهاشون رو منطقی بیان کنند. درعوض استاد متقاعدکردن مخاطب از طریق التماس بودند! و البته گاهی اوقات از طریق جیغ کشیدن و فحش دادن! کلا فحش زیاد میدادند؛ با اینهمه بعضی از حرمتها رو نگه میداشتند. مثلا وقتی یکی داشت وقایع محرم رو تعریف میکرد و به دوستش اشاره کرد و گفت « ریختیم سرش و زدیمش چون به دخترها فحش میداد.» دوستش گفت «استغفرالله. به اباالفضل فحش ندادم.» همه ی اینها رو به زبان ترکی میگفتند و سینا برام ترجمه میکرد.
بگذریم... چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد، زحماتی بود که مسؤولان خیریه تحمل میکنند، و لابد لذت میبرند. مثل خانم ع. که میخواست برای پسربچه ی هفت ساله ای به اسم سجاد کتاب بخونه ،از این شعرهایی که برای انگشتهای مختلف کودک سروده شده!، دست های سجاد کثیف و سیاه بود، بهش گفت اگه میخوای کتاب بخونم باید دستت رو بشوری. سجاد رفت و دستش رو شست و برگشت. خانم ع. داشت میگفت که ببین چقدر دستت تمیز و سفید شده. سجاد ولی کمحوصلهتر از اینها بود و وسط صحبتهای خانم ع. گفت «دِ بخون دیگه!» اونم خوند و سجاد گفت که این یکی رو بیشتر از کتاب دیروزی دوست داشته. خانم ه. هم دیروز از زمانهایی گفت که با بچه ها میرفته شهرداری تا اجناس ضبطشده ی اونا رو پس بگیرند و متهم شده به اینکه بچهها روبرای کار سر چهارراهها سازماندهی میکنه! :)) بامزهترین بخش دیدار امروز، یکی روایت حمید بود از اخراجش از خیاطی، که البته جلوی خودش نمیشد بخندیم، و اون یکی،احتمالا به هموناندازه خندهدار، مصیبت من و سینا وقتی میخواستیم دندونهای بچه ها رو معاینه کنیم و عکس العمل های جالب شون، که خودش یه پست جداگانه می طلبه. :))
برچسب: بچه های کار,بچه های کار و خیابان,بچه های کار در ایران,بچه های کار در ماه عسل,بچه های کارون,بچه های کارگر,بچه های کار ماه عسل,بچه های کار تهران,بچه های کارتن خواب,بچه های کارشناسی حسابداری اتاق بازرگانی,
نویسنده: فاطمه صفری
تاريخ: چهارشنبه
12 آبان
1395 ساعت: 3:33