خرید بک لینک

دیشب ،دیروقت بود. مهمون ها رفته بودند و ظرف های کثیف تلنبار شده بود. هرکاری کردم قرص ماشین ظرفشویی باز نشد. درنهایت مجبور شدم شخصا اقدام کنم! وقتی که داشتم ظرف میشستم، فکر میکردم دو جور ظرف شستن وجود داره،بقول دوستی: جور اول و جور دوم! یا در واقع، ظرف شستن با وجدان و بیوجدان.
الان براتون با ذکر مثال توضیح میدم.
ظرفشوی باوجدان برای شستن ظرفهای مختلف، مناسبترین وسیله رو انتخاب و استفاده میکنه. مثلا تفلون رو با ابر میشوره. ولی برعکس، ظرفشوی بیوجدان ظرفها رو با خشنترین وسیلهی موجود که کار رو یک سره میکنه و همون دفعهی اول ترتیب همهی کثیفی ها رو میده، میشوره،احتمالا با سیم ظرفشویی. یا مثلا ظرفشوی بیوجدان یه مجموعه از قاشق چنگالها رو با هم آب میکشه. ولی اگه وجدان داشته باشه، دونهدونه و با حوصله. نکته بعدی اینکه ظرفشوی باوجدان بعد از ظرف شستن، تعقیباتش رو هم بجا میاره!یعنی عملیات ناخوشایند برداشتن آشغالها از صافی، تمیز کردن سینک و شستن ابزار شستشو رو هم انجام میده. ولی ظرفشوی بی وجدان فقط به وظیفهی تعیینشدهاش ( شستن ظرفها ) اکتفا میکنه. (خوشبختانه در این مواقع، شخص میتونه خودش رو به اون راه بزنه که کار موظفش رو انجام داده و خلاص!:دی)
بهرحال...کاری که میتونه ظرف شستن رو لذتبخش کنه، حرف زدنه. مثلا اگه یار کمکی داری ،که یکی کفمالی میکنه و اون یکی آبکشی، با اون گپ بزنی.خب از بین آشناهایی که اینجا رو میخونند یار ظرفشویی بعضیها بودم. بین اونها یکی که برای حفظ آبرو [ی خودم!] اسمش رو نمیارم، بطور متوسط از هر دو قطعهای که کفمالی میکنم، وقت آبکشی یکی رو پس میفرسته و عودت میده :)) هرچند سختگیرترین یاری که تا حالا بخودم دیدم، مادرم بوده. یه بار داشتیم با هم ظرف میشستیم که متوجه شدم تقریبا همهی ظرفها رو یه بار دیگه میشوره و آخرش هم احساس کردم که محترمانه اخراجم کرد :)) اما رلهترین یار کمکی هم سیناست، که در حد نیاز و کاملا هماهنگ با هم، وجدان خرج میکنیم :دی

برچسب: نویسنده: فاطمه صفری تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 8:27

صفحه بندی