خرید بک لینک

ابتذال راه فرار خوبیه برای رفتن به دنیای تنبلی ها و بی همتی ها. میشه هی گفت حوصله ی کتابم نمیاد و هی چیزهای تلگرامی خوند و چشم گرم کرد. بعد نوشته های واقعی هی می مونند و هی روی هم تلنبار میشن و هی نخونده هات بیشتر میشه و هی مبتذل تر میشی. میشه هی فیلم های خوب رو ندید و گفت خسته ام و فکرم متمرکز نیست و از این مزخرفات، بعد هی فیلم های ندیده ات زیاد بشه و کم کم خالی بشی از نماهای بکر و دیالوگ های هرکدوم دنیایی برای خودش و نگاههای هرکدوم داستانی برای خودش. میشه هی موسیقی خوب گوش نکرد که ای بابا این موسیقی ها زمان میخواد و حس میخواد و تمرکز میخواد و اینها. میشه هرروز مسیر خونه و محل کار رو گز کرد و هی سفر نرفت و هی خستگی و کار و پول و این چرت و پرت ها رو بهونه کرد ...
الان من هی دارم همه ی این کارها رو میکنم. قسمت خوبش رو نه! اون هی های اولی رو هی دارم میکنم و هی دارم مبتذل میشم و هی دارم کار و خستگی رو بهونه میکنم و هی فیلم های ندیده روی هم تلنبار میکنم و هی داره به کتابهای نخونده ام توی کتابفروشی ها اضافه میشه.
بهونه میارم برای خودم که هی برم تو سایه ی ابتذال پناه بگیرم و از چیزهای الکی لذت ببرم و سلیقه ام رو حتی به خودم تلقین کنم که همینه و همین مگه چشه و مگه همه چیز باید به خوبی موسیقی باخ باشه !

حالا این ها رو نوشتم که آبروی خودم رو ببرم پیش همین چند نفری که اینجا سر می زنند و اونهاییشون رو که میشناسم برام خیلی مهم اند و محترم اند و اونهاییشون رو که نمیشناسم هم برام خیلی محترم اند. این ها رو نوشتم اینجا تا خجالت بکشم از این بی خلاقیتی و بی کار درست و درمونی کردن ! هیچ عذری هم ندارم، اصلش اگه عذری آوردم هم قبول نکنید، بلکه کسی اون توهای من به خودش بیاد و کاری بکنه.

برچسب: ابتذال, نویسنده: فاطمه صفری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 2:29

صفحه بندی