وقتی یادم میفته که چقدر براشون وقت گذاشتم، تو فانتوم بالای سر تک تک شون میرفتم و اشکالاتشون رو برطرف میکردم، یه مطلب رو دو سه بار توضیح میدادم تا مطمئن بشم همشون متوجه شدن...اونوقت یکی پیدا میشه که حتی بدیهی ترین سوالات رو هم پرت و پلا جواب میده! ... نمره اش انقدر افتضاحه که اونی که نمره ها رو وارد میکرد هم تعجب کرده بود!..متاسفانه از نظر کار بالینی هم به همین اندازه افتضاحه! قطعا پیش خودش فکر کرده یا پاس ام میکنند، یا هروقت خواستم دوباره واحد رو برمیدارم، چرا؟چون بچه ی فلانی ام!... این کسیه که ترم پیش هم این واحد رو افتاد. این ترم هم سر امتحان غایب بود و ریاست دانشگاه نامه زد که دوباره ازش امتحان بگیرید!
وقتی این وضعیت رو میبینم خیلی ناراحت میشم. حتی عذاب وجدان میگیرم از بودن اینجور دانشجوها تو این دانشکده و تو این رشته. به اون آدمهایی فکر میکنم که در آینده میرن مطبش و بهش میگن دکتر!.... انتظار بهبودی شون رو دارند، در حالیکه واقعا معلوم نیست چه بلایی در انتظارشونه!!
قطعا بهتر بود اینجا هم مثل خیلی از کشورها، آزمونی به اسم کنکور وجود نداشت. هرکس برای هر رشته و دانشگاهی که دوست داشت درخواست میداد. اونجا هم با امتحان و مصاحبه و ...تشخیص میدادند که اون فرد استعداد لازم رو داره یا نه. بدون دخالت پول و پارتی و سهمیه. دخالت پول و پارتی و سهمیه توی رقابت علمی،نتیجه اش میشه امثال این دانشجو، که اصلا به درد این کار نمیخورند ... نتیجه اش میشه اتلاف سرمایه ی مملکت و اعصابخوردی امثال من و از همه بدتر، به خطر افتادن سلامتی و جون مردم.
برچسب:
نویسنده: فاطمه صفری